

مادر از تجربه لکنت پسرش در دو سال و شش ماهگی میگوید. هیجان و ترس عامل اصلی آن بودند. با راهنمایی درمانگر و تمرینهای گفتاردرمانی، نگرانیها کاهش یافت و لکنت پسرش بهبود یافت. واکنشهای اطرافیان متفاوت بود، اما با اعتماد به درمان، وضعیت بهتر شد.

دو سال و شش ماه داشت
هيجان و ترس
توسط درمانگرم
با اطلاعاتي که از درمان لکنت توسط درمانگرم دريافت کردم و مطالعه سوابق درماني کودکان ديگر و صحبت و همدلي با مادراني که کودکشان لکنت داشته و درمان شده به اين باور رسيدم که قطعا پسرم درمان خواهد شد.
هيجان
فقط و فقط تمرينهاي گفتاردرماني
ببريدش گفتار درمان و من هميشه با لبخند ميگفتم تحت درمانه نگران نباشيد.
يادم هست اوايل شروع لکنت پسرم، مادر همسرم بهم گفتند بهش توجه نکن داره جلب توجه ميکنه تا از سرش بيفته باباش هم همينطور بود (يعني همسرم)
لکنت پسر من نوسان داشت بين درجه يک تا نهايت پنج.
يکبار مادر شوهرم رفته بودند دادگاه و گويا قاضي لکنت داشته، مادرشوهرم ظهر بهم زنگ زدند و ماجرا رو تعريف کردند و گفتند که توي دادگاه ياد نوهشون افتادند و حالشون بد شده و فقط ميگفتند هر کاري لازمه بکن فقط اين بچه خوب بشه و هميشه هم قدردان من هستند.
اوايل بر روي من خيلي تاثير داشت و به شدت عصبي و بدون تمرکز بودم
به شدت عصبي و پرخاشگر بود، يادمه وقتي اولين بار درمانگرم با پسرم برخورد داشتند، بهم گفتند ميخوام به لکنت هوشيارش کنم و با پسرم با لکنت حرف زدند و پسرم گفت چرا اينطور حرف ميزني و درمانگرمون گفتند به اين نوع حرف زدن ميگيم توپ توپي توهم اينطوري حرف ميزني و قراره با هم شکستش بديم، وقتي از کلينيک اومديم انگار يه بار سنگين از دوش اين بچه برداشته شد. زمان مراجعه به کلينيک لکنت، پسرم چهارسال و شش ماه داشت و تا اون روز درمانگران قبلي همه ميگفتند “به روش نياريد لکنت داره”
✨ فرزند شما شایسته یک گفتار روان و بدون استرس است! 🌈 در کلینیک نگاه نو، با ارائه روشهای نوین و تخصصی، به درمان لکنت زبان کودک سه ساله شما کمک میکنیم. تیم متخصص ما با ارزیابی دقیق و برنامهریزی شخصیسازیشده، در کنار شماست تا فرزندتان به اعتماد به نفس و مهارتهای ارتباطی مطلوب دست یابد. 🗣️👶 امروز با ما تماس بگیرید و نخستین قدم را به سوی یک آینده روشن برای کودکتان بردارید! 💬✨
هيچ تاثيري نداشت چون پسر من با اعتماد به نفس بالا بود.
من هميشه قاطع و بسيار مهربان بودم و پسرم هم در انجام تمرينات بسيار همراه بود.
پسر من بچه خوش قلق و به راهي هست، فقط لکنت نوساني و سرسخت داشت.
سفر باعث نوسان لکنتش ميشد بخصوص به شهرستاني که پدر و مادربزرگ پدريش ساکن هستند و ما به توصيه درمانگرمان حدود نه ماه اصلا نرفتيم
از وقتي کاملا به لکنتش اشراف پيدا کرد در مهد کودک “ام ام” رو جايگزين لکنت کرد و به مدت چهار ماه مهد کودک هم تعطيل شد.
صبوري و آرام صحبت کردن خودم و همچنين تذکر ندادن به پسرم
از همان هفته اول
چون تصميم گرفته بودم که پسرم بايد درمان شود و يادمه ماه اول درمانگرم در گروه نوشتند که ما بهتربن خانواده اون ماه کلينيک هستيم که همراه درمانگرمون داريم مسير درمان رو آسون ميکنيم
همراهي من و همسرم با درمان و درمانگر
تشويقها و جايزه دادن به پسرم بعد از انجام تمرينات و اطاعت از درمانگر در جهت درمان کودک
نگران و مضطرب بودم و افق نامعلومي پيش رويم بود ولي هميشه با خودم ميگفتم بايد درمان بشود
يک سال و نيم
پسرم به شدت همراه بود و با تشويق و جايزه هر کاري ميخواستم انجام ميداد
يادمه يکبار به درمانگرم گفتم من در ماه براي جايزه و پاداش خيلي هزينه ميکنم و ايشون به من گفتند خدا رو شکر کنيد چون بچههايي هستند که با جايزه هم تمرين نميکنند.
من همين حالا هم يک کمد پر از کتاب دارم براي جايزه
صد در صد
به نظر من لکنت بجز يک گفتار درمان با دانش و تجربه و يک مادر فداکار و همراه، درمان ديگري ندارد.
عجولي و بيصبري خودم و پسرم
پسرم سه بار نوسان داشت، اولين بار بخاطر فشار تمرينات و دو بار ديگر بخاطر ماهيت لکنتش که نوساني بود و در حالي که نمره پايين بود قفل حنجره ايجاد ميشد و ميگفت نميتونه صحبت کنه
خيلي زياد
من همه تلاشم رو بکار گرفتم و درمانگر محترم هم هميشه حمايت کردند و لحظهاي خانوادهها رو تنها نگذاشتند.
بدترينش در زمانهاي قفل کودک بود که نميتوانست صحبت کند و دست و پا ميزد
قفلهاي پسرم تبديل به کابوسهاي شبانه من شده بود به طوري که در خواب ميديدم که دهانش بازه و نميتونه حرف بزنه و هراسان از خواب ميپريدم و بهترينش تمام روزهايي ست که روان صحبت ميکنه و من روزي چندين بار ميگم خدايا شکرت
خير
با تحقيق زياد از درمانگر مجرب کمک بگيريد و بهشون ايمان داشته باشيد
درمان لکنت زبان فقط با يه درمانگر ماهر و با تجربه و يک خانواده فداکار و همراه با درمان ميسر هستش
دانش خود را از لکنت بالا ببريد
هيچگاه کودک خود را در مسير درمان تحقير و تهديد نکنيد
براي کودکان وقت بگذاريد و با آنها بازي کنيد
نگذاريد اعتماد به نفس کودکان پايين بيايد، وقتي با شما صحبت ميکند بگذاريد صحبتش تمام شود
اعتماد بنفس در کودک نقش بسزايي در درمانش دارد.
يکبار يادم هست که درمانگرم جمله بسيار زيبايي گفتند که:
درمانگران عزيز شايد شما خيلي مراجعهکننده داشته باشيد اما آن مراجعهکننده فقط و فقط شما را دارد.
من در تهران خيلي کيلينيکها رفتم و به جرات ميگم بيشترشون نه سواد درمانگرم را داشتند و نه تجربه ايشان را
اعتماد بنفس و حرمت نفس کودک در درمانش نقش خيلي خيلي مهمي دارد.
هر شب قبل از خواب به پسرم ميگم که چقدر فوقالعادست، چقدر بهش افتخار ميکنم
بهش ميگم که چقدر دنيا بهش نياز داشته که بدنيا اومده
بهش ميگم که ما خيلي پدر و مادر خوشبختي هستيم که اونو داريم
بهش ميگم هيچکس نميتونه مثل تو قصه بگه و ….
و اين داستان هميشگي قبل از خواب ماست.